مـــرخــــــصی پـــایـــان تـــرمی

درس هــای هــیـچ تـرمی ماننـد ایــن تـرم، کمـــر شکــن نـبــود! داخــلـی و جراحـی 3 و 4 (8 واحــد! یا علــی!!) ، روانـپــرستـاری (بــا خــروارها ترجمــه و جــزوه)، کودکــان 2 (بـا رفرنــسی نامعلــوم)، بررسی وضعـیت سلامـت (درسی 1 واحــدی ولی بــا 10000 واحــد رنــج و عــذاب!) و درس هــای سـخت دیـگری هــرکــدام با اسـتادی متــفاوت، ظاهــراً فـقــط سعی در سـکته دادن مـن دارنــد!! بـرخلاف تــرم هــای قـــبلی که وزنــم بیشـتر می شـد، سر ایــن تـرمِ نـفریــن شده، فـقـــط 10 کیــلوگـرم وزن کــم کردم... مطالــب و خاطرات زیــادی هم در آرشـیو ذهنم هسـت اما ذره ای فرصتــش نیـست که کمـی از آنـها را در اینـجا بنـویســـم. بـه بیـانی ساده تـر، فکــر کنــم مـغــزم پـریــود شده است. تــا زمــانی کـه دوران قاعــدگی اش تمــام نشــود قدرت نوشـتن حتــی یک خـط هــم ندارم.
دوستــان عزیــز هـمیشگی... این همــه مقـدمه چیـنی کردم تا اعلام کنــم که تـا اطـلاع ثـانـــوی (پایــان امتحانـات این تـرم طلـسم شــده ی 5) می توانیــد یک نـفـس راحـت از دستــم بکــشـید چــرا که دیـگر در دنیای مجازی نیـستــم. بـزودی بـا نــام جدیدی از نــام هــای پیـشنـــهادی شــما بــر می گــردم. از تمـــام دوسـتـان محــتـرمی که نــام پـیشـنهادی خـود را مطـرح می کنـنــد، بســیار سپاسگذارم. همــه ی شــما را تـا آپ بـعــدی به خـدای بـزرگ می سپـــارم. (خُــب؛ مــا رفتیــم مثــلاً درس بخـونـیم!)
در ایـن شب های مانــدگار این حقـــیر را از دعـــای خــود بی نصـیـب نـگــذارید.