نوروز هم از راه رسید....
حالا که در انتظار بهاریم روی لبها گل لبخند بکاریم
سلام به تمامی دوستان و خوانندگان دوست داشتنی این وبلاگ. به علت مشغله های درسی فعلاً به روزرسانی وبلاگم هر یک هفته یکبار است. با این وجود نظرات تمام شما عزیزان که مدرک معتبری از لطف بی دریغ شما بود را مطالعه کردم.
تا فراموش نکردم پیشاپیش ، سال نو و عید نوروز را به شما خوبان تبریک عرض می نمایم. آرزو می کنم که سال88 برایتان از نظر شادی پربارتر از سال87 باشد. اگر خدا بخواهد چند روز دیگر تصمیم دارم به مازندران ، بهشت ایران سفر کنم. من به آنجا نهایت علاقه را دارم. و آرزو دارم در آینده همانجا زندگی کنم. خانم مینا (مدیر وبلاگ مسافر جنوب) نیز در همین روز ها به سرزمین وحی رهسپار می شود. ان شاء الله برای همه دعا خواهد کرد. کلاس های دانشکده ی ما نیز یک هفته قبل از عید توسط خود دانشجویان تعطیل شد! لحظه ی خداحافظی همکلاسی ها خیلی غم انگیز بود. زیرا در آن حین من به یاد خداحافظی بعد از فارغ التحصیلی و جدایی دائمی از دوستانم (غیر از آن غول بیابانی و همدستانش!!) افتادم و بغضی سنگین گلویم را گرفت. به درستی که دوستی یک اتفاق است و جدایی یک قانون.
برای شما یک «عیدی» هم دارم! یک ترانه ی زیبا و قدیمی با صدای کوروس شاه میری به نام «عیده» را برایتان آماده کرده ام. این آهنگ برای من بسیار خاطره انگیز است و مرا یاد دوران کودکی ام ، زمانی که در شمال نوارش را گوش می کردم می اندازد. شما هم حتماً گوش کنید. پشیمان نمی شوید! برای شنیدن آهنگ یا دانلود آن کافی است اینجا را کلیک کنید.
به دلیل اینکه این پست و پست پایین همزمان درج گردیده است، کامنتدانی این پست را به پست پایین منتقل کردم. پیشنهاد می کنم خاطره ی پست پایین را بخوانید تا متوجه ی لطف خداوند و رسوایی غول بیابانی شوید. اگر مایل بودید، نظر خود را بنویسید. قبل از خداحافظی بار دیگر عید نوروز و سال نو را به شما تبریک می گویم. سال نو....
مبارک
مبارک
مبارک
مبارک