دانشـگاه در گـنجـه ی خاطرات

خاطرات میثــاق، دانشجوی دیروز پرستــاری

خـودتی!

  

  جناب آقای دکتـر فراهانی!

  سی دی شما در نشست پرسش و پـاسخ دانشجویی به دست بنده هم رسید. آنچه من دیدم تـلاشی بـود برای مطرح شدن. تمام گفتـه هایتان را الک کردم. روشن و مبرهن بود که هدفتـان از تهیه ی این سی دی و پخش آن به سراسر دانشگاه های کشور (به مـددِ لابی هایتان)، تـنها کاستـن از اعتبار علی رائـفی پور است و نیـز کاهش ِ اقبال از سخنرانی های او. پس برای این کار دست به قیـچی کردن قطعات کوتاهی از سخنرانی های او زدیـد و بدون در نظر گرفتـن فضای آن جلسات و دنـباله ی عرائـض او، حرف هایـش را مذبوحانه به نـقد کشیدید. حال آن که، دانشجویـانی که مخاطب ثابت همایش های او هستـند، به خوبی می دانند که رائفی آدمی نیست که به راحتی حساس ترین موضوعات را بازگو کنـد و پاسخی قاطعانه هـم برای شبهات ایجاد شده نداشته باشد.

 

  به نظرم، اگر در طول تاریـخ انقلاب، رسالتِ بزرگ آدم های بزرگ نیـمه کاره مانده، شاید دلیلش وجود آدم هایی چون شما باشد که در پوشش فرهیختـگان، برای تخریب و در هم شکستن چهره های موفق از هیـچ تلاشی فروگزار نکرده اند. همان طور که نمونه ای از این تخریب ها را درمورد دکتر حسن عباسی دیدم که موفق شدند وی را تا دو سال در بایکوتِ سخنـرانی نگاه دارند. دکتـر عباسی ای که من هنوز او را از بـزرگ ترین استراتـژیست های میهنم می دانم و هرگز از این حس اعتـماد پشیمان نخواهم بـود. آیا آن هنگام که در دوربـین زل زدید و گفـتید: «ادبیات مباحث عباسی گاهی بوی دشنام و لعن می دهد...» یک لحظه به این واقعیـت فکر نکردید که اگر آدم هایی مثل رائفی و عباسی مهم ترین مباحث را در مغز جامعه تـزریق نمی کردند، امـروز دیگر به ذهن مبارک شما نمی رسید که بیایـید و توی یک عدد سی دی در مورد نوع ادبـیاتِ آنها اظهار نظر کنید و به آسانی مـاله ای بکشید روی تـحقیق ها و مطالعات شبانه روزی آنـها؟!

 

  آقای دکتر! خودتان هم به روشنی می دانید که اگر بحث های رائـفی در سطح جامعه جاری نمی شد، شاید شما کمتر به خود زحمت مطالعه در حوزه ی دشمن شناسی را می دادید تا بلکـه بـتوانید یکی از فعّـالانِ خطِ مقـدمِ جنگ نرم را پایین بکشید و حالش را ببرید. وجه مشترک من و اغلب جوانـان این آب و خاک در این است که هیچکـدام دل خوشی نـداریم از آدم هایی چون شما کـه پشت دژ «ولایت» پنـهان می شوند و با خیال آسوده به هر شخصی که در پاسخ به حرف هایـش ناتـوانند، برچسب «ضد ولایت فـقیه» می چسبانـند؛ از جمله علی اکبر رائـفی پور. در حالی که کمتر کسی پیدا می شود که سخنرانی «عبرت های بنی اسرائـیل» رائـفی را با تـعمق و تعـقل بررسی کرده باشد و به برحق بودنِ ولایت فـقیه ایمان نـیاوده باشد. به گواه کامنت های وبلاگ شخصی او، کم نـبودند جوان هایی که با بارقه ی همین سخنرانی هوشیارتـر شدند تا پی گمشده های دیـنی شان بگردند.

 

  آقای نسبـتاً محتـرم! من شما را نمی شناسم اما با تماشای سی دی تان همین قدر دانـستم که لایه های فکری تان هم مانند پرده ی پشت سرتان تـیره است. کاش می دانستید که افاضاتـتان بیش تر از رائـفی، قلب دانشجویان را آزرد زیرا آن طـور نمایانـدیـد که دانش جو قشری دهان بـین است و هر حرفی را بدون چون و چرا می پذیرد. امروز آنـها با دیدن همین سی دی به مسئولیـت عظیم خود آگاه شدند و در کنار رائـفی محکم تر از همیشه این مسیـر را ادامه خواهند داد. بله! گاه عــدو شود سببِ خیر گر خدا خواهد!

 

  راستی... به نظرتان کمی عجیـب نیست که در سی دی پخش شده از نشستِ شما با دانشجویان، نه تـنها هیچ تصویری از حضار گرفـتـه نـمی شود بلکه حتی در طول جلسه صدایی هم از هیچ موجود زنده ای بر نـمی خیزد؟!

 

 

لیــنک مرتـبط: ماجرای تـخریب دکتر عباسی از زبان علی اکبر رائفی پـور

 

 

+ نوشته شده در  جمعه ۱۱ فروردین ۱۳۹۱ساعت   توسط میـثاق