دانشـگاه در گـنجـه ی خاطرات

خاطرات میثــاق، دانشجوی دیروز پرستــاری

حاجی فیـروز، ورژن 2012

 

استـاد خودم، سلام علیکم

استـاد خودم، سرتـو بالا کن

استـاد خودم، هیئـتِ علـمی

استـاد خودم، چـرا نـمی خندی؟

استـاد خودم، لنـگه نـداری

استـاد خودم، تو افـتـخاری

استـاد خودم، گوش بده حالا

بـراتـون اومــده نــامه ز بــالا:

 

بنـداز بنـدازه بـنداز!    - من نـمیـندازم!

هر کی شاکیـه، بـنداز!    - من نـمیـندازم!

بابا کی به کیه؟ بـنداز!    - من نـمیـندازم!

جون همکارات بـنداز!    - من نـمیـندازم!

می مونیم ما پات، بـنداز!    - من نـمیـندازم!

دانشجو خُــله، بـنداز!    - من نـمیـندازم!

والا اُسکــله، بـنداز!    - من نـمیـندازم!

ایـنجا ایرونه   - بلــه

قـر فراوونه...

 

 

* اصرار عجیب مسئولیـن دانشکده مان مبنی بر نـدادنِ نـمره ی بالا به دانشجویـان، مرا به طرز عجیـبی یاد ترانه ی فوق می اندازد!

 

پاوبلاگی: سال نو بر شما خوبــان مبارکـها باد!

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۰ساعت   توسط میـثاق  |