دانشـگاه در گـنجـه ی خاطرات

خاطرات میثــاق، دانشجوی دیروز پرستــاری

مامـا

 

  در ازدحام تـرس و درد و تـردید، دستـانی گرم و سینه ای مـالامال از صفـا همه ی نگـاهش را غرق امیـد می کند و به چشمانت هدیه می دهـد. صبر و بردبـاری در یک نـگاهش موج می زنـد و آسمان آبی به تـحملش غبطه می خورد. نمی دانـم کدام چشمه ی جلا نگاهش را چنیـن بی کیـنه ساخته. آرام آرام می آیـد... سبـز جامه ی سبز دلِ سبـز نگاه... و تـو گویی دلت قرص می شود.

 

  بگذریـم از این روز ها که دیگـر کمتـر دو چشمی شب بـیداری ها و تلاش های بی شائـبه اش را ارج می نـهد. اما راستی، آنـجا که می گویی «دیـگر نـمی توانم»، «دیـگر طاقت ندارم»، «نجاتـم دهید» و «رهایم کنید» کـدام دارویی تسکین بخش تر از حضـور گرم اوست؟

 

  گرچه برخی تـندباد نابرابری ها و بی عدالتـی ها بر قامتـش می وزد اما مانندِ سَـرو چیـن بر جبـین نمی اندازد و اخمی بر چهـره نمی نشاند و حتی برای یک لحظه و یک بـار هم نمی لـرزد. اما این روز ها که مـا آدم ها حتی نمی خواهیـم احساس مادری را آن گونه که طبـیعت مقدر کرده، درک کنیـم و به همین راحتـی تن به تـیغ تیـز جراحی می سپاریـم، شاید اذان گفتـن در گوشِ کودکِ تازه پـا در این دنیا گـذارده هم عقب ماندگی نامیــده شود. آیا غیر از این است که با تولـد هر نوزاد خدا بار گناهانِ مادر را از دفــتر اعمـالش می زدایـد؟ پس آیـا آن مادری که تـنها برای فرار از درد پیش از زایـمان به تیـغ تیـز سلام می کند، هم بهشت خدا را زیـر پا هایش دارد؟ راستی، می رسد که ارمغانِ دنیـای پیشرفت برای ما آدم ها ایـن باشد که حتـی نعمتِ نُه ماه بارداری را هــم به اندیشه های پـرورش رویـان بسپـاریم؟! آیا واقـعاً از پیشرفت و ترقی ماست که نمودار CS سالانه ی کشور سر به آسمـان می ساید؟ آیـا در کشور های صاحب نظر در امر بهداشت هم آن گونه عمل می شود که در کشـور ما؟ آیـا همیشه لازم است که اِسکاری نازیبـا از هر تولد بر شکم مادر حـک شود؟ آیـا همه ی زایمان های طبـیعی منجر به دیستاشی می شونـد؟ آیا تـمام مادران ایرانی دچـار CPD انـد؟

 

  شاید اگر ساده از کنـار مسائل گذشتـنِ ما نباشد، هیچ کودکی زود تر از زمـانش به دنیـا نیاید. راستی، گره کـار کجا خورده شـده؟ آیا مردم ما به سمتِ راحت طلبی می رونـد؟ آیا در کشور ما از نـظام مامایی حمـایت نمی شود؟ آیا برنامه های بهداشتی ما درست طراحی نشـده؟ و یا... نـمی دانم! ما شرح این حدیـث را به اجمال گفـته ایم. وقت است آنان که صاحب نـظرند اندیشه ای کنند و تصمیمی بگیـرند. «به کجا می رویم و به چه می خواهیم برسیـم؟» دنیـای پیشرفته ی متـرّقی! تـو بگو!

 

*****

  به منـاسبت سالروز بزرگداشت شیخ صدوق و روز جهانی مـاما، بهتر از آنچه خوانـدید نتوانستـم در چنـته بـیاورم. متنی که در جشن مامای سال 88 توسط یک دانشجوی مامایی قـرائت شد. پس از گذر دو سال تقدیـمش می کنم به تمام دانشجویـان مامایی و آن سبز پوش هـایی که تـنها یک «ن» فاصـله دارنـد تا بهشت خدا زیـر پایشـان باشد!

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت   توسط میـثاق