دانشـگاه در گـنجـه ی خاطرات

خاطرات میثــاق، دانشجوی دیروز پرستــاری

«هــاله ی نــور»، ورژنِ 2010  

 

"سر"نوشت: نهایت تـقدیر و تشکـر را از دوستانی دارم که با اظهار تبریک یگانه روزمـان و نیز دو سالگی وبلاگ سخت شرمسـارم کردند. کلیه ی کامنت های پست قبل، به دست تـأیید و بررسی سپرده شد.

 

 

  «دروغ گویی*» اصولاً فعـل ناپسنـد و قبـیحی است بخصوص اگر از گونـه ی شاخ دارش باشـد! همه آن را گناه می دانیـم؛ حال آن که در مواقع لزوم از به کار بردنش هیچ مضـایقه ای نـمی کنیـم! در این برنامـه، توجه شما را به گوشه ای از سخنان افرادی منـتخب جلب می دارم. تـو خود حدیث مفصـل بخوان از این مجمـل:

 

- تمـام درآمدی که این تـرم از تدریس در کلاس شمـا گیرم می آید، سـرِ جمع 200 هزار تومـان هم نمی شود.

  (یکی از اساتید در جمعی از دانشجویان)

 

- هنـوز پایان نامه ام به اتمام نرسیده بود که به عنـوان هیئـت علمی دانشگاه مشغول به کار شدم.

  (ریاست اسبق دانشکده ای در مصاحبه با یک نشریه ی دانشجویی)

 

- رتبه ی من در کنکور دو رقمی بود امـا تـنها به صرفِ علاقه ی مادرزادی به پرستاری، این رشته را انـتخاب کـردم.

  (یکی دیگر از اساتید در یک جمع دیگر از دانشجویان!)

 

- من شب گذشته از غذای دانشگـاه تان تنـاول کردم که جای حرف نداشت.

  (متصدی امـور تغذیه)

 

- من ایرانی الاصـل هستم.

  (یکی از برادران افاغنـه ی چشم بادامی مشغول به تحصیل!)

 

 

* دروغگو (Doroogh goo): (صفت فاعلی مرکـب) بیان کننـده ی غیر واقع/ مقابل راستگـو/ کـذّاب/ دروغ زن/ کسی که واقعیت را برخلاف آن چیزی که هست نشان می دهد/ دشمن خـدا و کم حافظه / صفتی برای چوپان و  یا رئــیس جمهور/ عده ی کثیری در ادارات، دانشکـده ها و دانشگـاه ها!

  (از یادداشت های مرحــوم دهخدا)

 

 

+ نوشته شده در  شنبه ۲۰ آذر ۱۳۸۹ساعت   توسط میـثاق  |